سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )

59

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )

آماده ساز سپس فرزندان عبد المطلب را به ميهمانى من دعوت كن تا با آنها گفتگو كنم و مأموريت خود را به اطلاع آنان برسانم . على عليه السّلام فرموده است : دستور پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله را اجراء كردم و فرزندان عبد المطلب را كه در آن روز چهل تن تمام ، يا يكى كمتر يا بيشتر بود ، به ضيافت رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله دعوت كردم . در ميان دعوت شدگان ، عموهاى پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله ، « ابو طالب » و « حمزه » و « عباس » و « ابو لهب » ، حضور داشتند . پس از آنكه دعوت شدگان به حضور مبارك رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله شرفياب شدند ، پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله دستور داد تا سفره بگسترانم و غذايى را كه براى پذيرايى از آنان ترتيب داده بودم ، حاضر كنم غذا براى تناول كردن در سفره قرار داده شد . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله قطعه‌اى از گوشت را با دندان خويش ريز ريز كرد و در اطراف كاسهء غذا ريخت و به حاضران دستور داد بسم الله بگوئيد و تناول كنيد . همگان از آن كاسهء غذا تناول كردند و كاملا سير شدند و غذا همچنان به حال اول خود باقى بود . و ما جز اثر انگشتان ، كمبودى در آن كاسه مشاهده نكرديم . خدا گواه است غذايى كه آماده شده بود به اندازه‌اى بود كه مىتوانست تنها يك نفر از آنان را سير كند ! سپس رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله دستور داد : آب حاضر كن . در همان قدح كه مقدارى شير براى رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله آماده كرده بودم و حضرت آن را آشاميده بود ، مقدار آبى كه يك نفر را سيراب كند در آن قدح ريختم و آوردم و همگان از آن قدح آشاميدند و سيراب شدند ! به مجردى كه سفره برچيده شد و پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله تصميم داشت مأموريت خود را ابراز نمايد [ ناگهان ] ، « ابو لهب » آغاز به سخن كرد و خطاب به حاضران گفت : براستى ، صاحب شما ( محمّد ) به جالبترين طرزى شما را جادو كرد ! اين سخن باعث تفرق حاضران شد و پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله سخنى با آنان در ميان نگذاشت . فرداى آن روز پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله به من فرمود : يا على ! ديروز متوجه بودى كه « ابو لهب » بر من پيشى گرفت و آنچه شنيدى به زبان آورد و موجبات تفرق